شمار ياران حضرت امام حسين (علیه السّلام) در روز عاشورا

موسوعة وارث الأنبياء

2020-09-30

842 بازدید

 

در شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) در واقعه طف اختلافاتی در منابع دیده می شود که منشاء این اختلافات ناشی از موارد  ذیل می باشد:

1. برخی از منابع شمار شهیدان قبل از واقعه عاشورا را مانند واقعه کوفه، پیکهایی که حضرت امام حسین (علیه السّلام) به کوفه فرستادند نیز در شمار شهیدان طف آورده اند.  

2. برخی از منابع شهدایی را که از میدان جنگ جان سالم به در بردند و بعدا بر اثر جراحات و آلام درگذشتند جزء شهدای واقعه کربلا محسوب نموده اند.

3. تعداد شهدای هاشمی در برخی منابع متفاوت گزارش شده است.

4. برخی از منابع کودکانی را که در میدان جنگ در روز عاشورا به شهادت رسیدند در شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) نیاورده اند.

5. علاوه بر موارد بالا اطلاع از شمار دقیق یارانی که به حضرت امام حسین (علیه السّلام) پیوستند به خصوص در برهه زمانی نزدیک به جنگ دشوار است.

در این مقاله سعی شده است اختلاف شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) بر اساس مقاتل و منابع تاریخی موجود بررسی شود و همچنین شمار یاران و هاشمیانِ در رکاب حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) طبق احادیث رسیده از ائمه معصومین (علیه السّلام) ذکر شده است.

 

شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) طبق منابع تاریخی و مقاتل

در منابع تاریخی و مقاتل شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) متفاوت گزارش شده است. برخی از این تفاوتها ناشی از تقسیم بندی ذکر شده در متن گزارش است. مثلا در برخی منابع شمار یارانی ذکر شده است که در رکاب حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) بودند اگرچه اندک، اما افرادی بودند که از میدان جنگ جان به در بردند و برخی از منابع شمار شهدای دشت کربلا را ذکر کرده اند.

در شمارش تعداد یارانی که از بنی هاشم با حضرت بودند نیز چنین است.

اما با این حال در منابع مختلف اختلافات شمار یاران همراه با حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) یا شهیدان رکاب ایشان در نقلهای مشهور اختلافی بین هفتاد و دو نفر تا صد و چهل و پنج نفر با اکتساب شهدای قبل از واقعه عاشورا متفاوت است.

قرشي در کتاب حياة الإمام الحسين(علیه السّلام) می نویسد:

«أما أصحاب الامام الحسين فكانوا فئة قليلة و قد اختلف المؤرخون في عددهم. ما قاله سعد بن عبده: اني لأنظر إليهم و هم قريبون من مائة رجل فيهم من صلب علي خمسة أو سبعة و عشرة من بني هاشم و رجل من كنانة و آخر من سليم. ما ذكره ابن كثير و الفاخوري انهم اثنان و ثلاثون فارسا و اربعون راجلا و الذي نراه انهم ثمانون رجلا بما فيهم من ابناء الأسرة النبوية و الذي يدعم ذلك أن الرءوس التي احتزت و بعث بها إلى ابن مرجانة و يزيد بن معاوية كانت رأسا لا غير.»(1)

«ياران حضرت امام حسين (عليه السّلام) گروه اندكی بودند كه مورخان در بيان تعداد آنان با هم اختلاف دارند. سعد بن عبده گفته است: من به آنان مى ‏نگريستم، آنان نزديك به يكصد مرد بودند كه از نسل على؛ پنج يا هفت نفر، از بنى هاشم؛ ده نفر، مردى از كنانه و مرد ديگرى از سليم. ابن كثير و فاخورى نوشته ‏است كه آنان سى و دو سوار و چهل نفر پياده بودند. به عقيده ما آنان به همراه فرزندان خاندان نبوت هشتاد مرد بودند، اين امر مطابق با تعداد سرهايى است كه از تن شهدا جدا شد و نزد فرزند مرجانه (لعنه الله علیه) و يزيد بن معاويه (لعنه الله علیه) فرستاده شد.»(2)

 

محمد سماوى در کتاب إبصار العين با ذکر اسامی و شواهدی، تعداد یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) را در روز عاشورا بیش از صد نفر بر می شمارد و معتقد است شمار یاران حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) در روز عاشورا از هفتاد و دو تن که قول شیخ مفید و قول مشهور است، بیشتر بوده است:

«و أمّا عن عددهم فقد تفاوتت المصادر التأريخية في هذا الصدد، لكنّ أعلا عدد ذكره التأريخ لهم أنّهم تجاوزوا المائة بقليل (لمن حضر كربلاء مع الحسين عليه السّلام) و كذلك فقد تفاوتت المصادر التأريخيّة في عدد الشهداء غير أنّ المشهور- كما عن المفيد رحمه اللّه- أنّهم كانوا اثنين و سبعين شخصا.

و كان فيهم من غير بني هاشم خمسة من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، و أربعة و عشرون من أصحاب أمير المؤمنين عليه السّلام عدا أولئك الخمسة من الصحابة، كما أثبت ذلك المرحوم الشيخ محمّد السماوي في هذا الكتاب.(3)

منابع تاريخى در بيان تعداد ياران حضرت، متفاوت سخن گفته ‏اند. ولى در تاريخ بیشترین شمار را كه در كربلا در كنار حضرت امام حسين (علیه السّلام) حضور داشته ‏اند، اندكى بيش از يكصد تن دانسته است و در تعداد شهدا نيز اختلاف دارند- ولى آن گونه كه از شيخ مفيد نقل شده- بنا بر مشهور، وى تعداد اين شهدا را 72 تن دانسته است.

چنانكه مرحوم شيخ محمد سماوى در اين كتاب[إبصار العين] به اثبات رسانده است بين اين شهدا پنج تن از اصحاب رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از غير بنى هاشم بودند و افزون بر اين جمع پنج نفره، بیست و چهار تن از ياران حضرت امير المؤمنين (عليه السّلام) در كربلا حضور داشتند.(4)

 

نقلهای دال بر شمار هفتاد و دو نفر

در مروج الذهب ذکر شده است قبل از برخورد کاروان حسینی با سپاه ابن زیاد (لعنه الله علیه) که سبب شد کاروان راه خود را به سمت کربلا تغییر دهد، پانصد سوار از خاندان و ياران و يكصد نفر پياده همراه حضرت امام حسین (علیه السّلام) بودند.(5) اما یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) در روز عاشورا را هفتاد و دو نفر ذکر می کند:

«و كان جميع من قتل مع الحسين في يوم عاشوراء بكربلاء سبعة و ثمانين.»(6)

در البداية و النهاية نیز تعداد یاران سی و دو سوار و چهل پیاده ذکر شده است:

و صلى الحسين أيضا بأصحابه و هم اثنان و ثلاثون فارسا و أربعون راجلا.(7)

در المنتظم في تاريخ الملوک و الأمم ابن‌ جوزی نیز شمار سپاه حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) هفتاد و دو نفر ذکر شده است:

و عبّأ الحسين أصحابه و كانوا اثنين و ثلاثين فارسا، و أربعين راجلا.(8)

همچنین در معالی السبطین و الکامل شمار یاران حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) سی و دو سوار و چهل نفر پیاده ذکر شده است:

معه اثنان و ثلاثون فارسا و اربعون راجلا.(9)

و كان معه اثنان و ثلاثون فارسا و أربعون راجلا.(10)

در أسد الغابة نیز شمار یارانی که در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسیدند هفتاد و دو نفر بیان شده است:

«و لما قتل الحسين أمر عمر بن سعد نفرا فركبوا خيولهم و أوطئوها الحسين و كان عدة من قتل معه اثنين و سبعين رجلا‏.»(11)

هنگامی که حضرت امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسید عمر بن سعد به سپاه خود دستور داد که با اسبهایشان بتازند و حضرت امام حسین (علیه السّلام) را لگد کوب نمایند و عده ای که با ایشان به شهادت رسیدند هفتاد و دو مرد بود.

 

در دلائل الامامه یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) را هفتاد و دو نفر ذکر کرده است که بیست و هشت نفر از آنان را از هاشمیان برشمرده و بقیه را از یاران ذکر نموده است.

«وَ قُتِلَ بِكَرْبَلَاءَ غَرْبِيَّ الْفُرَاتِ قَتَلَهُ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ وَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ بِأَمْرِ يَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ أَتَوْهُ وَ مَعَهُمْ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ أَمِيراً وَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ أَلْفَ فَارِسٍ وَ رَاجِلٍ وَ أَصْحَابُ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَوْمَئِذٍ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ فَارِساً وَ أَرْبَعُونَ رَاجِلًا مِنْهُمْ ثَمَانِيَةٌ وَ عِشْرُونَ مِنْ رَهْطِ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ الْبَاقُونَ مِنْ سَائِرِ النَّاسِ.»(12)

ایشان در کرانه غربی فرات در کربلا کشته شدند عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد و شمر بن ذی الجوشن به دستور یزید بن معاویه به جنگ حضرت رفتند و با ایشان سی و دو فرمانده و چهارده هزار سوار و پیاده بودند و یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) در آن زمان سی و دو سوار و چهل نفر پیاده بودند و از آنان هجده نفر از عشیره عبدالمطلب و بقیه از مردمان دیگر بودند.

 

شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) به روایتهای دیگر

دسته ای از مقاتل و کتب تاریخی تعداد یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) را چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده برشمرده اند که از این جمله نقلی است که در تاریخ طبری، امالی شجری، الإصابه، مثير الأحزان، تذكرة الخواص و لهوف ذکر شده است:

و كان اصحابه خمسه و اربعين فارسا و مائه راجل‏.(13)

و كان أصحابه‏ خمسة و أربعين فارسا و نحوا مائة راجل.(14)

فنزلها و معه خمسة و أربعون نفسا من الفرسان و نحو مائة راجل.(15)

وَ عَبَّأَ الْحُسَيْنُ (ع) أَصْحَابَهُ لِلْقِتَالِ وَ كَانُوا خَمْسَةً وَ أَرْبَعِينَ فَارِساً وَ مِائَةَ رَاجِلٍ‏.(16)

در لهوف از قول حضرت امام باقر (علیه السّلام) نقل شده است که شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده بوده است.

فَرُوِيَ عَنِ الْبَاقِرِ (ع)‏ أَنَّهُمْ كَانُوا خَمْسَةً وَ أَرْبَعِينَ فَارِساً وَ مِائَةَ رَاجِلٍ وَ رُوِيَ غَيْرُ ذَلِكَ.(17)

 

در مناقب آل ابی طالب (علیهم السّلام) شمار یاران حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) هشتاد و دو نفر ذکر شده است که سی و دو نفر سواره بودند و جز شمشیر و نیزه سلاح دیگری نداشتند: 

«كَانَ جَمِيعُ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ اثْنَيْنِ وَ ثَمَانِينَ رَجُلًا مِنْهُمُ الْفُرْسَانِ اثْنَانِ وَ ثَلَاثُونَ فَارِساً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِنْ السِّلَاحِ إِلَّا السَّيْفُ وَ الرُّمْحُ.»(18)

 

در تذكرة الخواص درباره شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) آمده است:

«و هو يوم الجمعة عاشر المحرم و قيل يوم السبت من سنة احدى و ستين عبئ أصحابه ميمنة و ميسرة و كانوا كما ذكرنا خمسة و أربعين فارسا و مائة راجل و قال قوم كانوا سبعين فارسا و مائة راجل و قيل كان معه ثلاثون فارسا و ذكر المسعودي: انه كان معه الف و الأول أصح. و قال المسعودي: قتل منهم احد و ثمانون نفسا.»(19)

«آن روز جمعه دهم محرم و به قولى شنبه سال شصت و يك هجرى بود. اصحاب حسين (علیه السّلام) ميمنه و ميسره سپاه را آراستند و آنها چنان كه گفتيم: چهل و پنج سواره و صد نفر پياده بودند و گروهى گفته ‏اند: هفتاد سواره و صد پياده و به قولى همراه آن حضرت سى سواره بود. مسعودى مى‏ گويد: با وى هزار تن بودند- قول اول صحيحتر است- از ايشان هشتاد و يك تن كشته شدند.»(20)

 

الطبقات الکبری شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام) چنین برمی شمارد:

«و مع حسين يومئذ خمسون رجلا و أتاهم من الجيش عشرون رجلا و كان معه من أهل بيته تسعة عشر رجلا.»(21)

«در آن هنگام همراهان حسين (علیه السّلام) پنجاه مرد بودند كه بيست مرد ديگر هم از لشكريان به او پيوستند و نوزده مرد هم از خاندان حسين (علیه السّلام) با او بودند.»(22)

 

گزارش حمل کننده سرهای مطهر نزد یزید ملعون از شمار یاران حضرت امام حسین (علیه السّلام)

در مقاتل و کتب تاریخی نقل شده است که حمل کننده سرهای مطهر شهدای کربلا به نزد یزید (لعنه الله علیه) از چگونگی جنگ و درگیری با حضرت امام حسین (علیه السّلام) در روز عاشورا گزارش می دهد و شمار یاران حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) را هجده نفر از بنی هاشم و شصت تن از شيعيان ذکر می کند.

حمل کننده و تحویل دهنده سرهای مطهر شهداء (علیهم السّلام) به یزید (لعنه الله علیه) در تاریخ الکامل، تاريخ ‏الطبري، نفس المهموم، البداية و النهاية، زحر بن قیس(لعنه الله علیه) نام برده شده است:

«قال هشام فحدثني عبد الله بن يزيد بن روح بن زنباع الجذامي عن أبيه عن الغاز بن ربيعة الجرشى من حمير قال: والله إني لعند يزيد بن معاوية بدمشق إذ أقبل زحر بن قيس فدخل على يزيد فقال له يزيد: ويحك ما وراءك؟ [فقال أبشر يا أمير المؤمنين بفتح الله عليك و نصره و رد علينا الحسين بن على بن أبى طالب و ثمانية عشر من أهل بيته و ستون رجلا من شيعته فسرنا إليهم فسألناهم أن يستسلموا و ينزلوا على حكم الأمير عبيد الله بن زياد أو القتال فاختاروا القتال فغدونا إليهم مع شروق الشمس فأحطنا بهم من كل ناحية حتى أخذت السيوف مأخذها من هام القوم فجعلوا يهربون إلى غير مهرب و لا وزر و يلوذون منا بالآكام و الحفر لواذا كما لاذ الحمام من صقر فو الله ما كانوا إلا حزر جزور أو نومة قائل حتى أتينا على آخرهم فهاتيك أجسادهم مجردة و ثيابهم مزمّلة و خدودهم معفرة تصهرهم الشمس و تسفى عليهم الريح وازرهم العقبان و الرخم‏.»(23)

«هشام گوید: عبد الله بن يزيد بن روح بن زنباع جذامي از پدرش از الغاز بن ربیعه جرشی از حمیر برایم نقل کرد: به خدا که نزد یزید بن معاویه در دمشق بودم هنگامی که زحر بن قیس بر یزید وارد شد و يزيد به او گفت: از پشت سر چه خبر دارى؟ گفت: مژده اى اميرالمؤمنين كه خداوند فتح و ظفر را به تو بخشيد. حسين بن على بر ما وارد شد هيجده تن از افراد خانواده او و شصت تن از شيعيان او همراه بودند. ما به سوی آنان رفتیم و به آنها گفتيم كه تسليم حكم امير عبيد الله بشوند يا آماده جنگ باشند آنها جنگ را اختيار كردند. ما هم از اول طلوع آفتاب بر آنها حمله برديم و از هر طرف محاصره كرديم تا آنكه شمشيرها سرهاى آنها را گرفت. آنها مي گريختند و به هر دشت و هامون و پست و بلند پناه مى ‏بردند مانند كبوترها كه از سطوت باز مي گريزند. به خدا سوگند به اندازه قربان كردن يك شتر يا خفتن قيلوله (بعد از ظهر) مدتى بيش نبود كه ما تمام آنها را کشتيم اينك پيكر آنها به خون آغشته و جامه ‏هاى آنها غبار آلوده و رخساره آنان بر خاك بستر گرفته است. آفتاب آنها را مى ‏گدازد و باد بر آنها مى ‏وزد. زوار و جويندگان آنها عقاب و كركس است. آنها در يك دشت فراخ افتاده‏ اند.»(24)

در برخی متون تاریخی از جمله الأخبار الطوال، گزارش دهنده وقایع عاشورا در نزد یزید (لعنه الله علیه) را شمر ملعون نام برده اند.(25)

 

شمار هاشمیان در رکاب حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) در روز عاشورا

درباره شمار بنی هاشم در رکاب حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) در واقعه کربلا روایات مختلف است که طبق نقلهای رسیده شمار یاران هاشمی حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) بیست و هفت نفر، بیست و دو نفر، نوزده نفر، هجده نفر، هفده نفر و دوازده نفر در کتب مختلف تاریخی و مقاتل ذکر شده است که به بخشی از آنها در این مجال اشاره می شود:

مقاتل الطالبیین شمار شهدای هاشمی حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) را دوازده مرد ذکر نموده است:

فجمیع من قتل یوم الطف من ولد ابی طالب سوی من یختلف فی امره اثنان و عشرون رجلا.(26)

 

بحارالانوار با ارجاع به مثیرالأحزان و نقل این کتاب از حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) شمار شهدای بنی هاشم را هفده نفر از بطن فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیرالمومنین (علیهما السّلام) نقل نموده است:

«وَ قَالَ ابْنُ نَمَا رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَتِ الرُّوَاةُ كُنَّا إِذَا ذَكَرْنَا عِنْدَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) قَتْلَ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَ قَتَلُوا سَبْعَةَ عَشَرَ إِنْسَاناً كُلُّهُمْ ارْتَكَضَ فِي بَطْنِ فَاطِمَةَ يَعْنِي بِنْتَ أَسَدٍ أُمَّ عَلِيٍّ (ع).»(27)

   

در دلائل الإمامة شمار بنی هاشم در واقعه کربلا را هجده نفر ذکر شده است:

«مِنْهُمْ ثَمَانِيَةٌ وَ عِشْرُونَ مِنْ رَهْطِ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ الْبَاقُونَ مِنْ سَائِرِ النَّاسِ.»(28)

 

در الطبقات الكبرى شمار بنی هاشم در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) نوزده نفر ذکر شده است:

«كان معه من أهل بيته تسعة عشر رجلا.»(29)

 

شیخ عباس قمی در منتهى الآمال می نویسد:

«و وقع الاختلاف أيضا في عدد الشهداء من بني هاشم فقيل: سبعة و عشرون نفرا و قال أبوالفرج: فجميع من قتل يوم الطف من ولد أبي طالب سوى من يختلف في أمره اثنان و عشرون رجلا.»(30)

«در شمار شهدای بنى هاشم نيز مختلف روايت كرده ‏اند: بعضى بيست و هفت نفر گفته‏ اند و ابو الفرج گفته است: آنچه معلوم است شهادت ايشان از اولاد ابوطالب بيست و دو نفرند.»(31)

 

شمار شهدای بنی هاشم بر اساس گزارش حمل کننده سرهای مطهر نزد یزید (لعنه الله علیه)

همچنان که ذکر شد طبق متون رسیده در مقاتل و کتب تاریخی از جمله البداية و النهاية، الكامل، تاريخ ‏الطبري، نفس المهموم، الأخبار الطوال حمل کننده سرهای مطهر که در اکثر منابع زحر بن قیس (لعنه الله علیه) و در برخی از منابع شمر (لعنه الله علیه) ذکر شده است گزارشی از چگونگی وقایع عاشورا به یزید (لعنه الله علیه) می دهد در این گزارش شمار هاشمیان را هجده نفر ذکر می کند.(32)

 

شمار شهدای بنی هاشم طبق احادیث ائمه معصومین (علیهم السّلام)

شمار شهدای بنی هاشم که در روز عاشورا در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسیدند در احادیث هفده یا هجده نفر ذکر شده است. در این مجال به بررسی احادیثی در این زمینه می پردازیم:

حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در هنگام رفتن به جنگ صفین از سرزمین کربلا گذشتند پس از گریه بر مصائب حضرت امام حسین (علیه السّلام) در آن سرزمین و خواندن نماز از قول پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند که حضرت امام حسين (علیه السّلام) با هفده مرد از فرزندان ایشان در این سرزمین و به خاک و خون می غلتند:

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ السِّنَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَاصِمٍ عَنِ الْحُصَيْنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي خُرُوجِهِ [فِي خَرْجَتِهِ‏] إِلَى صِفِّينَ فَلَمَّا نَزَلَ بِنَيْنَوَى وَ هُوَ شَطُّ الْفُرَاتِ قَالَ بِأَعْلَى صَوْتِهِ يَا ابْنَ عَبَّاسٍ أَ تَعْرِفُ هَذَا الْمَوْضِعَ قُلْتُ لَهُ مَا أَعْرِفُهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ (ع) لَوْ عَرَفْتَهُ كَمَعْرِفَتِي لَمْ تَكُنْ تَجُوزُهُ حَتَّى تَبْكِيَ كَبُكَائِي قَالَ فَبَكَى طَوِيلًا حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ وَ سَالَتِ الدُّمُوعُ عَلَى صَدْرِهِ وَ بَكَيْنَا مَعاً وَ هُوَ يَقُولُ أَوْهِ أَوْهِ مَا لِي وَ لِآلِ أَبِي سُفْيَانَ مَا لِي وَ لِآلِ حَرْبٍ حِزْبِ الشَّيْطَانِ وَ أَوْلِيَاءِ الْكُفْرِ صَبْراً يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقَدْ لَقِيَ أَبُوكَ مِثْلَ الَّذِي تَلْقَى مِنْهُمْ ثُمَّ دَعَا بِمَاءٍ فَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلَاةِ فَصَلَّى مَا شَاءَ اللَّهُ ... وَ الَّذِي نَفْسُ عَلِيٍّ بِيَدِهِ لَقَدْ حَدَّثَنِي الصَّادِقُ الْمُصَدَّقُ أَبُوالْقَاسِمِ (ص) أَنِّي سَأَرَاهَا فِي خُرُوجِي إِلَى أَهْلِ الْبَغْيِ عَلَيْنَا وَ هَذِهِ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ يُدْفَنُ فِيهَا الْحُسَيْنُ وَ سَبْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ وُلْدِي وَ وُلْدِ فَاطِمَةَ وَ إِنَّهَا لَفِي السَّمَاوَاتِ مَعْرُوفَةٌ تُذْكَرُ أَرْضُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ كَمَا تُذْكَرُ بُقْعَةُ الْحَرَمَيْنِ وَ بُقْعَةُ بَيْتِ الْمَقْدِس‏.»(33)

«ابن عباس گويد در سفر صفين خدمت حضرت امير المؤمنين (علیه السّلام) بودم چون به نينوا در كنار فرات رسيدند به آواز بلند فرمودند: اى پسر عباس اينجا را مي شناسى؟ گفتم: نه يا امير المؤمنين، فرمودند: اگر چون من آن را مي شناختى از آن نگذشتى تا چون من گريه كنى و چندان گريستند كه ريش مبارکشان خيس شد و اشك بر سينه ‏اش روان شد و با هم گريه كرديم و فرمودند: واى واى مرا چه كار با آل ابو سفيان، چه كار با آل حرب حزب شيطان و اولياء كفر. صبر كن اى ابا عبد اللَّه كه پدرت بيند آنچه را تو بينى از آنها سپس آبى خواستند و وضو گرفتند و بسیار نماز خواندند ... سپس فرمودند: بدان كه جانم به دست او است، صادق مصدق أبو القاسم احمد برايم باز گفت كه من آن را در خروج براى شورشيان بر ما خواهم ديد، اين زمين كرب و بلا است كه حسين (علیه السّلام) با هفده مرد از فرزندان من و فاطمه در آن به خاك مي روند و آن در آسمانها معروف است و به نام زمين كرب و بلا شناخته شده است چنانچه زمين حرمين (مكه و مدينه) و زمين بيت المقدس ياد شوند.‏(34)

 

در روایتی از حضرت امام سجاد (علیه السّلام) شمار شهدای بنی هاشم در دشت کربلا هفده نفر نقل شده است:

«مَسْعُودٍ الْعَيَّاشِيُّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِيهِ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (ع) قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع) يُصَلِّي فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ... وَ لَقَدْ كَانَ بَكَى عَلَى أَبِيهِ الْحُسَيْنِ (ع) عِشْرِينَ سَنَةً وَ مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ مَا آنَ لِحُزْنِكَ أَنْ يَنْقَضِيَ فَقَالَ لَهُ وَيْحَكَ إِنَّ يَعْقُوبَ النَّبِيَّ (ع) كَانَ لَهُ اثْنَا عَشَرَ ابْناً فَغَيَّبَ اللَّهُ عَنْهُ وَاحِداً مِنْهُمْ فَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنْ كَثْرَةِ بُكَائِهِ عَلَيْهِ وَ شَابَ رَأْسُهُ مِنَ الْحُزْنِ وَ احْدَوْدَبَ ظَهْرُهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَانَ ابْنُهُ حَيّاً فِي‏ الدُّنْيَا وَ أَنَا نَظَرْتُ إِلَى أَبِي وَ أَخِي وَ عَمِّي وَ سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي مَقْتُولِينَ حَوْلِي فَكَيْفَ يَنْقَضِي حُزْنِي‏.»(35)

 مسعود عیاشی از پدرش از عبدالله بن محمد بن خالد طیالسی از پدرم از محمد بن زیاد از حمزه بن حمران از پدرش حمران بن اعین روایت کرد که حضرت ابوجعفر محمد بن علی الباقر (علیه السّلام) فرمودند: حضرت امام علی بن الحسین (علیه السّلام) در یک شبانه روز هزار رکعت نماز می خواندند... ایشان بيست سال بر پدرشان حضرت امام حسين (علیه السّلام) گريستند. هرگز خوراكى جلوی ایشان نمي گذاشتند مگر آنكه مي گريستند. غلام ایشان عرض كرد: يا ابن رسول اللَّه اندوه شما پايان ندارد يا مي ترسم كه جان به جان آفرین تسلیم کنی. فرمودند: واى بر تو، يعقوب پيغمبر دوازده پسر داشت خدا يكى را از نظرش ناپديد كرد از بس گريست ديده ‏اش نابینا شد و سرش از اندوه سپيد شد و پشتش از غم خميد با اينكه پسرش زنده بود من به چشم خود ديدم كه پدرم و برادرم و عمويم و هفده تن از خاندانم در كنارم كشته افتاده بودند، چگونه اندوه من به پايان برسد.(36)

 

در حدیثی حضرت امام صادق (علیه السّلام) به پیرمردی که منتظر خروج حضرت امام صادق (علیه السّلام) بود در مورد خونخواهی حتمی حضرت امام حسین (علیه السّلام) و مصایب ایشان مطالبی فرمودند و در ضمن این مطالب شمار شهدای بنی هاشمی در رکاب حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) را هفده نفر ذکر فرمودند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَيْهِ (رَحِمَهُ اللَّهُ) قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ الزَّرَّادِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) إِذْ جَاءَ شَيْخٌ قَدِ انْحَنَى مِنَ الْكِبَرِ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ. فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ يَا شَيْخُ ادْنُ مِنِّي فَدَنَا مِنْهُ فَقَبَّلَ يَدَهُ فَبَكَى...قَالَ: يَا شَيْخُ، مَا أَحْسَبُكَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ. قَالَ: لَا. قَالَ: فَمِنْ أَيْنَ أَنْتَ قَالَ: مِنْ سَوَادِهَا جُعِلْتُ فِدَاكَ. قَالَ: أَيْنَ أَنْتَ مِنْ قَبْرِ جَدِّيَ الْمَظْلُومِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَام) قَالَ: إِنِّي لَقَرِيبٌ مِنْهُ. قَالَ: كَيْفَ إِتْيَانُكَ لَهُ قَالَ: إِنِّي لَآتِيهِ وَ أُكْثِرُ. قَالَ: يَا شَيْخُ، ذَاكَ دَمٌ يَطْلُبُ اللَّهُ (تَعَالَى) بِهِ، مَا أُصِيبَ وُلْدُ فَاطِمَةَ وَ لَا يُصَابُونَ بِمِثْلِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، وَ لَقَدْ قُتِلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي سَبْعَةَ عَشَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ، نَصَحُوا لِلَّهِ وَ صَبَرُوا فِي جَنْبِ اللَّهِ، فَجَزَاهُمْ أَحْسَنَ جَزَاءِ الصَّابِرِينَ.(37)

معاویه بن وهب می گوید من در حضور حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) نشسته بودم که پیرمردي با کمر خمیده به حضور آن حضرت مشرف شد و گفت: السّلام علیک و رحمه اللَّه، حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: علیک السّلام و رحمه اللَّه اي پیرمرد، نزدیک من بیا. وقتی نزد آن حضرت آمد، دست آن بزرگوار را بوسید و گریان شد... سپس حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: اي پیرمرد، گمان می کنم که اهل کوفه باشی؟ گفت: نه. فرمودند: پس اهل کجایی؟ گفت: فدایت شوم از اطراف کوفه می باشم. فرمودند: تا قبر جد مظلومم حضرت امام حسین (علیه السّلام) چقدر فاصله داري؟ گفت: نزدیک هستم. فرمودند: چقدر به زیارت قبر حضرت امام حسین (علیه السّلام) می روي؟ گفت: من زیاد آن حضرت را زیارت می کنم.

حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: خون حضرت امام حسین (علیه السّلام) خونی است که خدا آن را مطالبه خواهد کرد. هیچ مصیبتی مثل مصیبت حسین (علیه السّلام) دچار فرزندان فاطمه نشده و نخواهد شد. حضرت امام حسین (علیه السّلام) با هفده نفر از اهل بیت خود در حالی شهید شدند که براي خدا نصیحت و صبر کردند. خدا هم بهترین جزاي صابرین را به آنان عطا کرد.(38)

 

در حدیثی حضرت امام رضا (علیه السّلام) در خطاب به ابن شبیب شمار بنی هاشمی را که در رکاب حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) به شهادت رسیدند هجده نفر ذکر فرموده اند:

«حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا (ع) فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ لِي ... يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ فِيمَا مَضَى يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا (ص) لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِه‏...»(39)

«ريان بن شبيب گويد روز اول ماه محرم خدمت حضرت امام رضا (علیه السّلام) رسيدم به من فرمودند: ...اى پسر شبيب به راستى محرم همان ماهى است كه اهل جاهليت در زمان گذشته ظلم‏ و قتال را به خاطر احترام در آن ماه حرام مى ‏دانستند و اين امت حرمت اين ماه را نگه نداشتند و نه حرمت پيغمبرش را در اين ماه ذريه او را كشتند و زنانش را اسير كردند و بار و بنه ‏او را غارت كردند خدا هرگز اين گناه آنها را نيامرزد اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه خواهى كرد براى حسين (علیه السّلام) گريه كن كه چون گوسفند سرش را بريدند و هجده نفر از خاندانش با او كشته شدند كه روى زمين مانندى نداشتند و آسمانهاى هفتگانه و زمين براى كشتن او گريستند و چهار هزار فرشته براى ياري او به زمين آمدند و ديدند كشته شده اند و بر سر قبرش ژوليده و خاك آلود باشند تا قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور كند و ياريش كند و شعار آنها يا لثارات الحسين است...»(40)

 

پانوشتها

(1)حياة الإمام الحسين(ع)، جلد‏3، صفحه 126

(2) زندگانى حضرت امام حسين عليه السلام، جلد‏3، صفحه 148

(3) إبصار العين، صفحه14

(4) سلحشوران طف، صفحه21    

(5) مروج ‏الذهب، جلد ‏3، صفحه 61

(6)مروج ‏الذهب، جلد ‏3، صفحه 61

(7)البداية و النهاية، جلد‏8، صفحه 178

(8) المنتظم في تاريخ الملوک و الأمم، جلد ۵، صفحه ۳۳۸

(9)معالي السّبطين، جلد 1، صفحه 321

(10) الكامل، جلد ‏4، صفحه 59

(11)أسد الغابة، جلد ‏1، صفحه 499

(12) دلائل الإمامة، صفحه 178

(13) تاريخ‏ الطبري، جلد ‏5، صفحه 389

(14) الأمالي (للشّجري)، جلد 1، 191- 192

(15) الإصابة، جلد ‏2، صفحه 71

‏(16)مثير الأحزان، صفحه 54

(17) اللهوف على قتلى الطفوف، صفحه 100

(18)مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، جلد ‏4، صفحه 98

(19)تذكرة الخواص، صفحه 226

(20) شرح حال و فضائل خاندان نبوت، صفحه 336- إثبات الوصية، صفحه 166

(21) الطبقات الكبرى، جلد ‏10، صفحه 465    

(22) ترجمه الطبقات الكبرى، جلد ‏5، صفحه 97 

(23)البداية و النهاية، جلد ‏8، صفحه 191- ترجمه الكامل، جلد ‏11، صفحه 197- 196- تاريخ ‏الطبري، جلد ‏5، صفحه 460 – 459 –  نفس المهموم، صفحه 383    

(24) ترجمه الكامل، جلد ‏11، صفحه 197- 196

(25) الأخبارالطوال، صفحه 260- 259

(26) مقاتل الطالبيين،صفحه 98

(27)بحار الأنوار، جلد ‏45، صفحه 63 –مثیر الأحزان، صفحه۱۱۱

 (28) دلائل الإمامة، صفحه 178

(29)الطبقات الكبرى، جلد ‏10، صفحه 465

(30) تعريب منتهى الآمال، جلد1‏، صفحه 711    

(31)منتهى الآمال، جلد ‏2، صفحه 916

(32)البداية و النهاية، جلد ‏8، صفحه 191- ترجمه الكامل، جلد ‏11، صفحه 197- 196- تاريخ ‏الطبري، جلد ‏5، صفحه 460 – 460 - نفس المهموم، 383 صفحه - الأخبارالطوال، صفحه 260- 259

(33) الأمالي( للصدوق)، صفحه 598- 597

(34) ترجمه الأمالي (للصدوق)، صفحه 598 597 -

(35) الخصال، جلد ‏2، صفحه 519

(36) ترجمه الخصال، جلد‏2، صفحه 296

(37) الأمالي (للطوسي)، صفحه162 – 161 - بحار الأنوار، جلد45، صفحه313

(38) ترجمه بحارالانوار، جلد 45، صفحه 411 – 410

(39) الأمالي (للصدوق)، صفحه130 – 129- عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد‏1، صفحه299 - بحار الأنوار، جلد‏44، صفحه 286 – 285

(40) الأمالي (للصدوق)، صفحه 130- 129

 

منابع

- ابصار العين في أنصار الحسين عليه السلام‏، شيخ محمد بن طاهر سماوى‏، قم،‏ دانشگاه شهيد محلاتى‏، 1419ق‏.

- اثبات الوصية، على بن حسين مسعودى، ‏قم‏، انصاريان، 1384 / 1426

- الأخبار الطوال، ابو حنيفه احمد بن داود الدينورى، تحقيق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدين شيال، قم، منشورات الرضى، 1368ش.

- أسد الغابة فى معرفة الصحابة، عز الدين بن الأثير أبو الحسن على بن محمد الجزرى(م. 630)، بيروت، دار الفكر، 1409/1989

- الإصابة فى تمييز الصحابة، احمد بن على بن حجر العسقلانى، تحقيق عادل احمد عبدالموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، ط الأولى، 1415/1995

- الأمالي، یحیی بن الحسین الشّجري، بیروت، عالم الکتب، 1403/ 1983

- الأمالي، محمد بن الحسن طوسى، ‏ محقق / مصحح: مؤسسة البعثة، قم‏، دار الثقافة، 1414ق‏.

- الأمالي، محمد بن على ابن بابويه، تصحیح استاد ولى و حسین غفاری، جلد1، تهران، كتابچى، چاپ ششم، 1376ش.

- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق.

- البداية و النهاية، أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقى، بيروت، دار الفكر،1407 ق./ 1986

- تاريخ الطبرى (تاريخ الأمم و الملوك)، محمد بن جرير طبرى، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دارالتراث، 1387/1967

- تذکرة الخواص من الأمة بذکر خصائص الأئمة، یوسف‌ بن‌ قزاوغلی‌ ابن‌جوزی‌، ۲ جلد، محقق: حسین تقی‌ زاده، قم، المجمع العالمي لاهل البيت عليهم السلام، مرکز الطباعة و النشر، ۱۴۲۶ ق.

- ترجمه الأمالي، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه محمد باقر كمره‏اى،‏ تهران،‏ كتابچى،‏1376ش‏.

- ترجمه الخصال، محمد بن على‏ ابن بابويه، مترجم: محمد باقر كمره اى، تهران‏، كتابچى‏، 1377ش‏.

- ترجمه بحارالانوار، محمد باقر بن محمدتقی علامه مجلسی، مترجم: گروه مترجمان، تهران، کتاب نشر، 1392

- ترجمه طبقات كبرى، ابن سعد كاتب واقدى، مترجم محمود مهدوى دامغانى، تهران‏‏، 1374

- ترجمه مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن على بن الحسين مسعودي، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 1374ش.

- حياة الإمام الحسين عليه السلام‏، باقر شريف قرشى، ‏ قم، ‏مدرسه علميه ايروانى‏، 1413ق‏.

- الخصال‏، محمد بن على ابن بابويه،‏ مصحح على اكبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسين‏، 1362ش‏.

- دلائل الإمامة، محمد بن جرير بن رستم طبرى آملى صغير، قم، 1جلد، بعثت، چاپ: اول، 1413ق.

- زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، باقرشریف قرشی، حسین محفوظی (اهوازي)، قم، بنیاد معارف اسلامی، 1380ش.

- سلحشوران طف (إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام)، نويسنده: شيخ محمد بن طاهر سماوى، مترجم: عباس جلالى، ‏ قم‏، زائر، 1381

- شرح حال و فضائل خاندان نبوت‏، سبط بن جوزى، مترجم محمدرضا عطائى،‏ مشهد، آستان قدس رضوى، ‏1379 ش‏.

- طبقات الکبری، محمد ابن سعد، تحقیق محمد عبدالقادر عطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰ 

- عيون أخبار الرضا عليه السلام،‏ محمد بن على ابن بابويه، ‏ محقق / مصحح: مهدى‏ لاجوردى، تهران‏، نشر جهان‏، 1378 ق‏.

- كامل تاريخ بزرگ اسلام و ايران، عز الدين على بن اثير (م 630)، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خليلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، 1371

- الكامل في التاريخ ، عز الدين أبو الحسن على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير (م. 630)، بيروت، دار صادر - دار بيروت، 1385/1965

- اللهوف على قتلى الطفوف، على بن موسى‏ ابن طاووس،ترجمه احمد فهرى زنجانى، تهران‏، جهان‏، چاپ: اول‏، 1348 ش‏.

- مثیر الأحزان، احمد بن محمد ابن فهد حلی، جعفر بن محمد ابن‌نما، قم، مدرسة الإمام المهدي (عج‌)، ۱۴۰۶ ق.

- مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن على بن الحسين بن على المسعودي، تحقيق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، 1409ق.

- معالی السبطین مقتل جامع امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام)، محمد مهدی مازندرانی، تحقیق: یوسف اسدزاده، مترجم: رضا کوشاری، قم، تهذیب، 1390

- مقاتل الطالبيين،‏ ابوالفرج اصفهانى، ‏ بيروت‏، دار المعرفة، بی تا

- مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، 4 جلد، قم، علامه، چاپ اول، 1379 ق.

- المنتظم في تاريخ الملوک و الأمم، عبدالرحمن بن علی ابن‌ جوزی، بیروت، دار الکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون، 1412ق.

- منتهى الآمال فى تواريخ النبى و الآل عليهم السلام (عربي)، حاج شيخ عباس قمى، ‏ قم، جامعه مدرسين (موسسه النشر الاسلامى)، 1422 ق.

- نفس المهموم‏، حاج شيخ عباس قمى، نجف، المكتبه الحيدريه‏، ‏1421 ق./ 1379ش.

آخرین مطالب

شایعتر

الزيارة الافتراضية

مطالب بیشتر