خطبه دوم نماز جمعه کربلا به امامت شیخ عبد المهدی کربلایی در تاریخ ۲۵ جمادی الاول ۱۴۴۰ هجری برابر ۱۲ بهمن ۱۳۹۷ شمسی

منبر الجمعة

2019-02-03

461 بازدید

برادران و خواهران بحث ما درباره معضلات اجتماعی است که ساختار اخلاقی و همزیستی مسالمت آمیز را تهدید می کنند، همچنان ادامه دارد.
برادران و خواهران از جمله وظایف اصلی ما این است که علوم الهی، احکام شرع و روشهای اسلام را شرح دهیم و نیز برای شناساندن این معضلاتی که ساختار اخلاقی و همزیستی مسالمت آمیز را تهدید می کند، تلاش کنیم و از جامعه ای که احساس می کنیم برخی معضلات اجتماعی ساختار، انسجام اجتماعی و ساختار اخلاقی آن را تهدید می کند، حفاظت کنیم.
از جمله این معضلات اجتماعی اتهام زنی، خبرسازی و انتشار آن و سخن گفتن بدون اطلاع از مساله ای است.
برادران و خواهران
مشخص است که ابزار اصلی و مهمترین وسیله غالب در انسان چه به صورت فردی و چه در جامعه برای معرفی دانشها و شیوه های شناختی و علمی و نیز فرهنگها زبان است. ثانیا انتشار و نقل این شیوه های شناختی و فرهنگها میان انسانهاست و ثالثا انتقال حقایق تاریخی و حوادثی که در گذشته و حال حاضر بر بشریت گذشته است، همچنین نقل سرگذشت و زندگی بزرگان و انسانهای صالح و نقل تاریخ حوادث گذشته ملتها و اقوامی که قبلا زندگی کرده اند، وسيله برای تفاهم، صحبت کردن و بحث و گفتگو ما به همه اینها  نیاز ضروری داریم اینها از مسایل مهمی هستند که انسان بدون آنها نمی تواند زندگی کند، این ابزار اساسی همان زبان و یا هر چیزی که در جایگاه آن قرار می گیرد، است.
برادرانم برای اینکه آثار دروغ، ساخت و جعل و اتهام زنی را بشناسیم، این مقدمه را که دارای دو نکته است؛ بیان می کنیم:
به اهمیت زبان توجه کنید، گاهی از آن استفاده خوب می شود و گاهی استفاده بد، به یک حدیث درباره خطرات زبان یا آنچه در مقام آن قرار می گیرد، توجه کنید، برادرانم به قلمی که با آن نوشته می شود، توجه کنید، آن هم زبان دوم است و خطراتش گاهی از زبان بیشتر است به ویژه که این وسیله ها نیز وجود دارند،
نکته دوم: از جمله ضرورتهای اجتماعی که ما به صورت فردی و جمعی برای انجام مسئولیتهای زندگی و رسیدن به اهدافی که به دنبال آنها هستیم از جمله آرامش، خوشبختی، همزیستی اجتماعی، فرهنگی و فکری خوب برای آرامش اجتماعی به آنها نیاز داریم، تفاهم، همکاری و همبستگی است، هیچ جامعه ای نمی تواند بدون همکاری، همبستگی، تفاهم و گفتگوی اعضایش به وظایف خود عمل کند و به اهدافش برسد.
تنها زمانی می توان این همکاری و پشتیبانی را اجرا کرد که اعتماد و اطمینان متقابل میان اعضای جامعه وجود داشته باشد.
حال ارتباط این دو مساله با بحث ما درباره ساخت و جعل چیست؟
برادرانم توجه کنید اگر زبان و آنچه در آن مقام قرار دارد در انتقال واقعیات و افشای حقایق تاریخی یا حال حاضر و نیز در شرح حال بزرگان امانت دار باشد- از جمله مسایل مهمی که فراموش کردم به آن اشاره کنم این است که زبان باید بیانگر تاثیرات، احساسات و عواطف، نگرش و خواسته های انسان باشد. اهمیت دارد که من احساسات  و عواطف خود را بیان کنم و آنها را ابراز کنم و این زبان است که این کار را انجام می دهد. اگر زبان و آنچه در جایگاه آن قرار می گیرد، در بیان خود صادق باشد، بیانگر واقعیات باشد و در افشای حقایق و بیان احساسات و عواطف امانت دار و در همه اینها صادق باشد، می تواند پیشگام خیر و صلاح و آن برای جامعه باشد و جامعه را به آن آرامش، خوشبختی و کمال و انجام مسئولیتها برساند. اما اگر دروغگو باشد، نتیجه آن گمراهی، فریب، دروغ، تقلب و جعل چه در نقل حقایق علمی و چه در نقل حقایق تاریخی یا زندگینامه بزرگان و اقوام گذشته است، در این صورت پیشگام شرّ و رساننده فساد و هلاکت برای فرد و جامعه است. به این حدیث شریف توجه کنید (آیا به جز محصولات زبان چیز دیگری مردم را به صورت در آتش می افکند؟) در بسیاری از آیات قرآن و احادیث آمده است بیشترین چیزی که مردم را به آتش جهنم گرفتار می کنند، زبان و قلم هستند.برادرانم از جمله رفتارها و اخلاقهایی که در دوره اخیر گسترش یافته است، معضل جعل، تحریف، گمراه سازی، فریب و سخن گفتن بدون دانش و دامن زدن به این کارهاست، برادرانم خطر اینجاست که من یکبار در حضور دو یا سه نفر جعل می کنم، فریب می دهم و  این فرد یا گروه یا این تشکل را به مسائلی دروغین و ناحق متهم می کنم و گاهی نیز این کار را در شبکه های ماهواره ای که میلیونها بازدید کننده دارد و یا در یک سایت اینترنتی و دیگر شبکه های اجتماعی که میلیونها نفر آنها را دنبال می کنند، انجام می دهم و میلیونها نفر این جعل، تقلب و بهتان را می خوانند و می بینند. با گسترش ابزارهای اجتماعی و وجود این معضل، این مساله به یک معضل اجتماعی خطرناک تبدیل شد که تاثیر خطرناکی بر مفاسد اجتماعی می گذارد که ساختار فرد و جامعه را تهدید می کنند، بنابراین باید در زمان استفاده از این وسایل توجه داشته باشیم و هوشیارتر و بیدارتر باشیم.
برادرانم اکنون به عوامل بروز این معضلات می پردازیم و بررسی می کنیم که چه تعداد از این عوامل در ما وجود دارند و ما تا چه میزان‌ این ویژگیها را داریم.
اولین عامل حسادت است: چرا یک فرد به جعل و تحریف می پردازد و چرا اتهاماتی ناحق را به شخصی بی گناه وارد می کند؟ دلیل آن حسادت است.
گاهی فردی شخص دیگری را عالمتر، باهوشتر، پولدارتر، از نظر مقام و جایگاه بالاتر، ماهرتر، فعالتر و در زندگی اجتماعی، حرفه ای یا فکری موفقتر از خود می بیند و به او حسادت می کند و این حسد اجازه نمی دهد که بتواند این نعمت را در او ببیند. گاهی تشکل اجتماعی، سیاسی یا فکری یا موسسه ای وجود دارد که بر دیگری برتری پیدا کرده است. این حس حسادت ایجاد می شود و شخص حسود را به سوی جعل، تقلب و اتهام زنی پیش می برد تا ویژگیها، برتریها، محبوبیت و موفقیت آنها را از بین ببرد یا اینکه جایگاه های اخلاقی و کمالات درونی فرد را تضعیف کند همان اتفاقی که برای علما و مومنین رخ می دهد.
برادرانم به آیات قرآن توجه کنید، هدف از داستان هابیل و قابیل چیست؟ خداوند متعال داستان آن دو را برای ما می گوید آیا این داستانی تاریخی است که هزاران سال قبل پایان یافته؟ (نه)، بلکه برای یادآوری و عبرت گرفتن است، برادرانی از یک پیامبر یکی به دیگری حسادت می کند زیرا او از نظر تقوا و عمل صالح بهتر از اوست، حسد باعث می شود که برادرش را که از یک پدر و مادر هستند؛ به قتل برساند، برادران یوسف (علیه السلام) فرزندان یکی از پیامبران خدا نتوانستند ببینند یوسف از محبت شدید پدرشان برخوردار باشد پس تصمیم به قتل او گرفتند اما در نهایت خداوند تعالی اینگونه تقدیر کرد که آنها او را در چاه بیندازند سپس خداوند متعال او را نجات می دهد.
انبیا، اولیا و ائمه (علیهم السلام) در بسیاری مواقع کشته و آواره می شوند، چرا؟ به دلیل حسادت.
بنابراین برادران توجه کنید، در بسیاری مواقع خطر در حرفها و رفتارهای ماست، آنچه می نویسیم و درباره دیگران می گوییم، انگیزه واقعی آن حسادت است اما شیطان این کار را برای ما زیبا جلوه داده و در چارچوب دیگری قرار می دهد و انسان بی ایمان فریب می خورد، قدرتی برای تشخیص حق و باطل و خیر و شر از یکدیگر وجود دارد اما عنوانها و سرپوش هایی بر این توانایی سایه افکندند که شیطان برای انسان ایجاد کرده است، در واقع این سرپوش ها همان حسادت هستند که موجب می شوند انسان به این افراد بی گناه تهمت بزند و واقعیات را با باطل جعل کند.
عامل دوم کینه و دشمنی نسبت به دیگران است. انسان برای اینکه کینه و خصومت خود را برطرف کند و آتش آن را فرو بنشاند، واقعیات را جعل و تحریف می کند و مسائل ناحقی را به افراد بی گناه نسبت می دهد.
از جمله این عوامل طمع در مال، پست، جایگاه، فساد و چاپلوسی برای صاحبان قدرت، نفوذ و سرمایه برای دنیاست. همچنین از جمله این عوامل حزب گرایی و تعصب نسبت به یک دین، مذهب، قوم یا شخص است. گاهی حزب گرایی چنین است که من خودم را بهتر می بینم اما در واقعیت شخص بهتری وجود دارد. حال چگونه او را از این جایگاه و مقام پایین بیاورم، این مساله من را به این سو می کشاند که به او تهمت بزنم.
همچنین از دیگر مسائل بدگمانی است. در بسیاری موارد خیلی از ما کار، رفتار و عملکرد انسانی را به شکل بدی تفسیر می کنیم و مساله بدی را به او نسبت می دهیم. به دلیل سوءظنی که داریم سخنی را که این شخص مومن گفته به شکل بدی تفسیر می کنیم و این تفسیر بد را به او نسبت می دهم، به خاطر سوء ظنی که داریم درباره او حکمی می دهیم و حرفی می زنیم، این بدگمانی باعث می شود که کلام و رفتار دیگران را به شکل بدی تفسیر می کنیم و به او نسبت می دهیم.مورد آخری که ما به آن دچار هستیم شتاب زدگی و عجله در قضاوت کردن درباره مسایل است. برادرانم چند نفر از ما مطالبی را در شبکه های اجتماعی می خواند، فیلمهایی را می بیند و مقالات دیگران را می خواند و در قضاوت کردن درباره صحت این مطالب منتشر شده شتاب می ورزد و بدون اینکه از صحت و حقیقت داشتن آنها اطمینان یابد، آنها را نقل می کند و به اشتراک می گذارد و به این ترتیب در انتقال مطالب نادرست، دروغ، تحریف، گمراهی و تخریب شخصیت افراد به ویژه علماء، اندیشمندان، چهره های دینی، برجسته و شایسته نقش ایفا می کنند.
چه بسا برخی از ما به محض اینکه درباره شخصی یا گروهی مقاله یا مطلبی بخواند یا فیلمی ببیند، در نقل و انتشار آن شتاب می کند، آن زمان می بینید این خبر یا مقاله به سرعت پخش می شود و میلیونها نفر از آن مطلع می شوند. چه بسا یک شخص یا گروه که از ایمان، دین و تقوا بهره ای ندارد، دست به چنین اقدامی به ویژه در مورد علما، اندیشمندان، چهره های مذهبی و فضلا می زند، برادران توجه کنید یکی از این عوامل عجله و شتاب در قضاوت کردن درباره مسایل بدون اطمینان یافتن از آنها است، این فرد در جعل، تحریف و دروغ نقش بسزایی دارد.
اکنون پس از بیان عوامل باید ببینیم نظر اسلام درباره اتهام دروغ زدن به مردم و افترا به افراد بی گناه چیست؟ خداوند متعال: «به خاطر بیاورید زمانی را که این شایعه را از زبان یکدیگر می گرفتید و با دهان خود سخنی را می گفتید که به آن یقین نداشتید و آن را کوچک می پنداشتید در حالی که نزد خدا (گناهی) بسیار بزرگ است.»
برادرانم چه بسا برخی از ما با نقل این خبرهای دروغ و مقاله های باطل به ویژه در خصوص چهره های علمی، مذهبی، فضلا و افراد فرهیخته سرگرم شده و عادت کرده ایم و در انتقال مطالب و این گفته ها شتاب می ورزیم. این جرم و اشتباهی بزرگ است که انسان چیزی را می شنود، می خواند و می بیند که شاید ناحق، جعلی و تحریفی باشد و بر خلاف عقل و منطق و برهان باشد و او بدون اینکه این مسائل جعلی، تقلبی و دروغ را با قلب و عقلش مرور کند. او باید عقل، وجدان، اخلاق و قانون را در چنین مسائلی حکم کند تا ببیند کدام راست و کدام دروغ است.
خداوند متعال می گوید شما این مساله را آسان می پندارید و برای شما آسان است و به سرعت آن را به دیگران‌ منتقل می کنید این‌ مسائل را ساده نپندارید.
بنابراین گمان بد و تهمت نزد خداوند متعال بزرگ است زیرا فرد بدگمان و تهمت زننده به این افراد بی گناه حتی انسان عادی و انسان غیر مومن ستم کرده است. انسان توجه می کند که حتی شخص غیر مومن را به مساله ای که در او وجود ندارد، متهم نکند و به او افترا نزند و اتهامی علیه او نسازد، حال در مورد علماء، صلحا، اندیشمندان و اهل تقوا و دین چگونه است؟
برادرانم همچنین توجه کنید این امر موجب تخریب و اهانت به این شخصیت به ویژه فرد مومن و اهل علم و اخلاق می شود و نتیجه آن نفرت و دوری مردم از آنها خواهد بود، نتیجه این نفرت و دوری محرومیت جامعه از خوبیها، علوم و برکات این افراد به ویژه علماء و فضلاء است.
چه بسا افرادی که خود را پشت یک عنوان دینی پنهان کرده اند و در صفحات اجتماعی دروغها و اتهامات ناحق بسیاری درباره علما و چهره های مذهبی می نویسند در حالی که آنها بی گناه هستند و برخی در نقل و گسترش این اخبار به ویژه درباره اندیشمندان و اهل دین و تقوا سهم بسزایی ایفا می کنند و کارها، رفتارها و ویژگیهایی را به آنها نسبت می دهند در حالی که آنها بی گناه هستند.
معنای این حرف چیست؟ مشکل بزرگ این است که گاهی عنوان افرادی که این مطالب را منتشر می کنند و اسامی که منتشر می شوند ما را فریب می دهند و عناوین اشخاص تهمت زننده ما را گمراه می کند زیرا این اشخاص دارای عناوین مذهبی و گاهی عناوین بلندپایه ای است که شیطان آنها را فریب داده است.
ما باید توجه داشته باشیم به ویژه به مسائل علماء و اهل تقوا که خداوند متعال اراده کرد مردم از علم، دانش، تقوا، پارسایی و کمالات معنوی آنها بهره ببرند، با این گمراهی و تحریفی که گسترده می شود، چه بسا انسانهای صالح و مومن و زنان بی گناهی که اتهامات شنیع و مسائل غیر اخلاقی بسیاری به آنها نسبت داده می شود در حالی که آنها بی گناه هستند و این مساله می تواند به قتل، جدایی خانواده ها و اختلافات میان قبایل و محرومیت این افراد از حقشان در زندگی و دیگر مواردی که ان شاء الله بیان خواهیم کرد؛ منجر می شود.
علاوه بر این، شخصی که این رفتارها، گفته ها و عملکردها به او نسبت داده می شوند در حالی که از آنها به دور است، آزار روحی و روانی خواهد دید. این شخص مومن و صالح احتمالا سالهای بسیاری را با عذاب و رنجهای روحی مواجه می شود، خداوند متعال می فرماید: «و کسانی که مردان و زنان مومن بی گناه را‌ بیازارند (بترسند که) ندانسته بار تهمت و گناه آشکاری را برداشته اند.»به انسان بی گناهی اتهامی زده می شود و مشکلاتی برای او ایجاد می شود، برادرانم خطرناکترین بخش این است که بدون علم در گسترش و دامن زدن به دروغها، حرفهای باطل و اتهامات جعلی علیه علماء و اهل تقوا نقش ایفا کنیم، این کار ما را به این نتایجی می رساند که پیامدهای منفی در دنیا و آخرت دارند.
بنابراین ما باید هنگام صحبت کردن به این پیامدها توجه کنیم و درباره آنها تأمل و دقت کنیم، همان گونه که در حدیث هم آمده است، مومن زمانی که بخواهد صحبت کند، کمی دقت و تأمل می کند و کلام خود را در قلبش مرور می کند، اگر دید خیر و صلاح در کلامش وجود دارد، آن را به زبان می آورد اما اگر در آن مساله حرام، بد و آزار دید، از آن انصراف می دهد.
همین طور در نوشتار به ویژه با وجود این ابزارها و نیز رسانه ها خطر آن بیشتر است به همین دلیل ما می گوییم معضلات اجتماعی زیرا در سطح گسترده ای شیوع یافته بنابراین فرد باید از این مساله بر حذر باشد..
از خداوند تعالی برای همه توفیق مسألت داریم و از او می خواهیم ما را از این مسائل حفظ کند، خداوندا بر محمد  خاندان پاک و مطهرش درود فرست.

آخرین مطالب

شایعتر

الزيارة الافتراضية

مطالب بیشتر