کسی که حج او نزد خدا قبول شد

نفحات إسلامية

2015-04-16

4827 بازدید

عبدالله مبارک به سفر حج مشرف شد، بعد از اعمال حج در خواب دید ندایی به گفت: از ششصد حاجی کسی حاجی نیست مگر علی بن موفق کفاش پینه دوز در دمشق که به حج نیامد. پس از آن عبدالله به دمشق رفت و علی بن موفق را دید که پینه دوزی و کفاشی می کند، از او پرسید تو امسال چه کردی؟ با اینکه به حج نرفتی ولی از میان حاجیان حج تو قبول شده؟

گفت: سی سال بود که آرزوی حج رفتن داشتم و در این سالها از پینه دوزی و کفاشی سیصد درهم جمع کردم و امسال عزم حج کردم، عیالم حامله بود از خانه همسایه بوی غذا می آمد، همسرم به من گفت برو نزد همسایه و مقداری از غذای آنها را برایم بیاور، من هم رفتم نزد همسایه و درخواست غذا از آشپزخانه آنها کردم ولی همسایه گفت این غذا برای شما حلال نیست، پرسیدم فرق ما با شما چیست، هر دو مسلمان هستیم، گفت ما یک هفته است که بچه هایمان غذا ندارند و با گرسنگی سر کردیم، امروز یک حیوان مرده ای را پیدا کردم و چون فرزندانم از گرسنگی مشرف بر مرگ بودند، این حیوان مرده برای ما حلال بود، مقداری از گوشت این مردار را آوردم و غذا درست کردم پس برای ما حلال و برای شما حرام می باشد.

به او گفتم آتشی در جانم افتاد، پس این سیصد درهم را برای نفقه خود و فرزندانت خرج کن که این خود حج من است.

(کتاب تذکرة الاولياء)

آخرین مطالب

شایعتر

مطالب بیشتر