خطبه دوم نماز جمعه کربلاء به امامت شيخ عبدالمهدی کربلایی در تاریخ سوم شوال 1440 هجری برابر با هفدهم خرداد 1398 شمسی

منبر الجمعة

2019-06-12

186 بازدید

برادران و خواهران
در این خطبه و در خطبه های آینده، ان شاء الله به بیان مجموعه ای از آرمانهای اخلاقی مهم و ضروری برای فرد و جامعه می پردازیم. 
جزء اول سخنانم را با موضوع رحمت در بین افراد جامعه و نقش آن در زندگی خانواده و جامعه آغاز می کنم. 
برادران و خواهران شفقت و رحمت متضاد سنگدلی و خشونت است. 
به این اصل اخلاقی مهم و والا دقت کنید. اهمیت این اصل اخلاقی مهم چیست؟ 
به آیات قرآنی دقت کنید، در آیات قرآنی بیش از سیصد بار اسامی و صفات برگرفته شده از رحمت و شفقت ذکر شده است. چرا خداوند متعال از این صفت به طور مکرر نام برده است؟
اساس و اصل بسیاری از صفات الهی رحمت و مشقت و مهربانی است که خداوند متعال از آنها بیش از دیگر صفات نام برده است.
یکی از صفات اساسی پیامبران و اوصیا و بندگان صالح خداوند، رحمت است. در وصف پیامبر (صلی الله وعلیه وآله وسلم) دقت کنید، پیامبر فضایل بسیاری دارند ولیکن آیه قرآنی در وصف او می گوید: «و ما ارسلناك إلا رحمة للعالمين» معنی این آیه چیست؟
در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) و رفتار ایشان صفت رحمت و مهربانی، نرمی و دوستی و ترحم در ایشان نمایان بود. همچنین در احادیث ایشان بر این صفت تاکید شده است. 
در بیان صفتهای مومنان که به همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند آمده است که «محمد رسول الله والذين معهُ اشداءُ على الكفارِ رحماء بينهم: حضرت محمد رسول خداست و کسانی که با ایشان هستند در برابر کافران سخت و در تعامل با هم مهربان هستند.»
برادرانم تأمل بفرمایید ما یک کل هستم که به یکدیگر نیازمندیم.
زندگی ما در زمینه های اجتماعی و اقتصادی و معیشتی بر اصل همکاری و همدردی بر پا است. منشأ این صفات رحمت است. هر کدام از ما هر چند که امکانات زیادی داشته باشد، نمی تواند نقش خود را به خوبی ایفا کند و نیازهای خود را مهیا کند و با مشکلات مقابله کند مگر با وجود این صفات که منشأ آنها رحمت است. با نظر به اهمیت این صفت، خداوند این صفت را در فطرت انسان به ودیعه گذاشت. انسان هر چند مومن باشد یا غیر مومن، بدون داشتن صفت رحمت، انسان نیست بلکه مخلوقی دیگری است. لذا در آیات قرآنی و احادیث بر اهمیت اینکه یک انسان در خانواده و جامعه از این صفت برخوردار باشد؛ تاکید شده است.
به برخی از این احادیث که بر ضرورت صفت رحمت در زندگی روزمره تاکید کرده است؛ دقت نمایید. تمامی ما حتی پیامبران نیز به رحمت خدا نیازمند هستیم. هر چقدر که خداوند را اطاعت و عبادت کنیم باز هم نیازمند رحمت خدا هستیم. خداوند می فرماید اگر رحمت من را می خواهید، به مردم رحم کنید، همچنین در احادیث ذیل نیز بر این مسئله تاکید شده است.
در حدیثی آمده است: «لا يرحم الله من لا يرحم الناس: خداوند به کسی که به مردم رحم نکند، رحم نخواهد کرد.»
و در حدیثی دیگر آمده «الراحمون يرحمهم الرحمن: کسانی که به هم رحم می کنند خداوند آنان را مورد رحمت خود قرار می دهد.»
«ارحموا مَنْ في الارض يرحمكم مَنْ في السماء؛ به کسانی که در روی زمین هستند رحم کنید تا مورد رحمت کسی که در آسمان است قرار گیرید.
از وجود صفت رحمت در بین خودمان ناگریز هستیم و زندگی مگر با وجود این صفت بزرگ سامان نمی پذیرد.
و اکنون برادرانم، به برخی از امور در این زمینه می پردازیم، 
البته که برخی اوقات به صفات متضاد این صفت نیازمندیم و گاهی شدت و سخت گرفتن در مکانهایی نیاز است. ولیکن ما در زندگی اجتماعی و در بسیاری از زمینه های زندگی نیازمند به این صفت هستیم که متاسفانه در بسیاری از موارد و در زمینه های زندگی این صفت کمرنگ شده است. 
اکنون به ذکر انواع رحمت می پردازیم:
مسئله اول: رأفت به خویشتن
مهمترین مصداق از مصادیق رحمت، رحمت انسان به خویش است. 
انسان با عبادت و ترک گناهان خود را از عذاب الهی دور می نماید. در تمامی انسانها صفتهای شر هست، لذا باید خود را از این صفات پاک کنیم و خود را از آلوده شدن به گناهان منع کنیم. 
بزرگترین جرم در حق انسان آن است که انسان خود را از زندگی محروم کند، که اکنون با شیوع پدیده خودکشی بروز یافته است. این مشکل بزرگی است. رحمت اقتضا می کند که انسان به خود حق زندگی بدهد و از نعمتهای این زندگی به صورت صحیح بهره ببرد. شخصی که با مشکل روانی یا مشکل معیشتی یا مشکل خانوادگی مواجه است یا اینکه دانشجویی در پاسخ به سئوالات امتحانی موفق نشده است یا اینکه مردی فرصت کاری مناسبی پیدا نکرده، خودکشی کرده است، شما در رسانه ها از افزایش این پدیده اطلاع یافته اید. این نمایانگر وجود مشکل در جامعه و در سازمانهای دولتی است.
برادرانم از اموری که بر ایجاد مشکل در زندگی ما دلالت دارد عدم اهتمام همه از جمله موسسات دولتی و جامعه به ساخت اخلاقی و روانی فرد و خانواده و جامعه است. بیشتر اوقات خود را در زمینه امور آکادمیک و امور مادی و معیشتی و دنیوی مشغول کرده ایم و زمینه معنوی و روانی و اخلاقی و اجتماعی را رها کرده ایم که رکن اساسی در زندگی است. 
به مسائل معنوی آنگونه که باید پرداخته شود، پرداخته نشده لذا می بینید که خودکشیها زیاد شده است. دختر نوجوان هجده ساله خودکشی کرده است. زنی به خاطر مشکلات خانوادگی خودکشی می کند، شخصی به خاطر عدم وجود فرصت کاری و وجود مشکلات خانوادگی خودکشی می کند. این نمایانگر وجود مشکل در جامعه است. باید همانگونه که به صفات مادی و دنیوی اهمیت می ورزیم در ساخت صفات معنوی و اخلاقی و آرمانهای انسانی نیز اهتمام بورزیم، زیرا این مسئولیت همگانی است.
مسئله دوم که نیازمند آن هستیم، این است که خوی رحمت و بخشودگی را بین خود به مانند یک نظام برای ادامه حیات بدل نماییم، مثالهایی را برای این موضوع بیان می کنم. چگونه رحمت و بخشودگی را به عنوان اصول زندگی تعریف کنیم. یعنی نظام زندگی و در رأس آن نظام سیاسی چگونه  می تواند بر پایه های رحمت و بخشودگی استوار گردد.
این امر در حاکم تجلی می یابد. کدام حاکم همان حاکمی که سلطه و حاکمیت به دست اوست، او باید رحمت نسبت به مردم رحمت داشته باشد  
در راس صفات و ویژگیهای حاکم موفق این است که با امکانات موجود به خدمت به مردم و رحمت به آنان و به قشر مستضعف مشغول شود. لذا در وصیتنامه امیر المومنین (علیه السلام) به مالک اشتر آمده است:  «و اشعر قلبك الرحمة للرعية و المحبة لهم و اللطف بهم و لا تكونن عليهم سبعاً ضارياً تغتنم اكلهم، فانهم صنفان: أما اخ لك في الدين او نظير لك في الخلق: قلبت را نسبت به زیردستان خویش مملو از مهربانی و لطف نما و مبادا همچون شیری درنده باشی که به دریدن قوت آنان مشغول شوی، که آنان (مردم) دو دسته هستند یا برادر تو در آفرینش هستند و یا همتای تو در خلقت. معنای اینکه او همتای تو در آفرینش است این است که او همچون تو یک انسان است، با چشمپوشی از گرایش دینی و مذهبی او، به او رحم کن. باید که صفت رحمت یک صفت اساسی در نزد حاکم باشد.
مسئله سوم: رحمت و شفقت پدر نسبت به فرزندان و رحمت فرزندان به پدران و شفقت زوجین به یکدیگر و رحمت و شفقت و مهربانی در خانواده و همچنین در دیگر اماکن است. 
پدر بایستی صفت رحمت و مهربانی و لطف را نسبت به فرزندان داشته باشد و اعضای خانواده را از اموری که به آنها آسیب می رساند و یا به هلاکت می رساند، حمایت نماید و زندگی آبرومندانه را بر اساس امکانات موجود فراهم نماید.
می بینیم که برخی از پدران چگونه رحمت از قلبهایشان زدوده شده است و با خشونت و با بیرحمی با فرزندان کوچک برخورد می کنند. و این امر به مقداری رسیده که کودک خود را می کشد یا شکنجه می دهد و یا اینکه آنها را با سیگار می سوزاند. برخی می گویند که چه کار کنیم؟ او پدر بی رحمی است، ما چه کنیم؟
برادرانم اینکه می گوییم ناگریز هستیم که رحمت و بخشش خلق رایج در جامعه باشد، بدین منظور چه اقدامی باید انجام دهیم؟
ضروری است که این رفتارها را زیر نظر بگیریم و تلاش نماییم که نبود مهر پدری را برای فرزندان مزبور جبران نماییم.
برخی اوقات متاسفانه و این یک حقیقت است، پدر نسبت به فرزند معلول خود سخت می گیرد زیرا او را یک عذاب برای خود می بیند. ما و جامعه باید با مهربانی، خشونت پدر را جبران کنیم، برخی باید این مسائل را کشف کنند و برخی دیگر باید رحمت و شفقت را به این انسان که از مهربانی پدر محروم شده، هدیه کنند. 
گاهی این موضوع از کودکان نسبت به پدرانشان نمایان میشود. پدری را می بینم که بر روی ویلچر نشسته است و در خیابان رها شده است. با اینکه وضعیت فرزندش از لحاظ مالی خوب است، پدر خود را در خیابان رها کرده است چون همسرش نمی پذیرد که پدرش با آنها در منزل باشد و وجود پدر به مشکلی برای فرزندش تبدیل شده است، لذا فرزند او را در خیابان می برد و رها می کند و فراموش می کند که مهمترین صفت بعد از ایمان به خدا احسان و نیکی به والدین است.
این پسر از لحاظ مادی مشکلی ندارد ولیکن عاق والدین شده، چه باید کرد؟
ما باید نسبت به این پدر که در خیابان رها شده مهربان باشیم تا بلکه خداوند ما را مورد رحمت خود قرار دهد. ما باید اقداماتی را انجام دهیم و نباید در مقابل این پدیده ها ساکت بایستیم.
برخی از جوانان نیز نسبت به برادران و خواهران خود، همانند یک پادشاه ظالم برخورد می کنند و به آنها ظلم می رسانند و حق و حقوق آنها را غصب می کنند. 
درباره همسران: خدای متعال رابطه رحمت و مهربانی را بین همسران قرار داده است و این از موارد رحمت است که بر ما واجب است برای تحقق آن تلاش کنیم.
مسئله چهارم: رحمت بین افراد جامعه
در حدیث ذیل آمده است: «مثل المؤمنين في توادهم وت راحمهم و تعاطفهم كمثل الجسد الواحد اذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالسهر و الحمى: همانا مؤمنان در مهربانى و عطوفتشان به يكديگر همانند يك پيكرند كه وقتى عضوى از آن به درد آيد، 
خداوند می فرماید: 
رحمتي وسعتكم كلكم، انتم ايها المؤمنون ليسع قلبكم الجميع اذا اخوك اصابه غم او هم او مشكلة كأن هذا الغم والهم اصابك
رحمت من شامل همه شما می شود. شما ای مومنان، اگر برادرتان با غم یا اندوه یا مشکلی مواجه شد، تصور کن که انگار این مشکل و هم و  غم بر تو آمده است.
به برادران خود به عنوان اینکه جزئی از تو هستند بنگر. اگر جزئی از بدن تو به درد آید، تمامی اعضا به درد خواهد آمد. تو به دیگر برادران خود به عنوان جزئی از خود بنگر، اگر برادرانت با مشکلی مواجه شدند؛ گویا که تو با آن مشکل مواجه شده ای، این رحمت که در درون تو هست تو را به سمت اینکه مشکل او را حل کنی، هدایت می کند.
نباید سنگدل باشی و برادرت که از گرسنگی و فقر و درد و مشکلات به خود می پیچد، فقط بنگری و فقط تماشاچی باشی. باید به اندازه امکانات خود اقدام کنی. اگر مالی نداری با رتبه و منزلت خود به او کمک کن تا مشکل او را حل کنی نه فقط مشکل مادی او را بلکه مشکل معنوی او را هم حل کنی.
لذا برادران من، ما همگی به صفت رحمت نیازمندیم و اگر همه ما نسبت به همدیگر رحم داشته باشیم خداوند متعال رحمت و برکات خود را بر ما نازل خواهد کرد.
از خداوند منان مسئلت داریم ما و شما را موفق گرداند و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین.

آخرین مطالب

شایعتر

مطالب بیشتر